تاریخ فرانسه؛ صفر تا صد سرگذشت کهنترین کشور اروپا از گال تا جمهوری پنجم
تاریخ فرانسه یکی از جذابترین، پرفرازونشیبترین و تأثیرگذارترین تاریخهای جهان است. سرزمینی که روزگاری بخشی از امپراتوری روم بود، سپس مهد امپراتوری شارلمانی شد، انقلابی کبیر را رقم زد، امپراتوری ناپلئون را دید، دو جنگ جهانی را پشت سر گذاشت و امروز به عنوان یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان، نقشی بیبدیل در فرهنگ، سیاست و اقتصاد جهانی ایفا میکند.
اگر قصد خرید تور فرانسه را دارید، آشنایی با تاریخ فرانسه نه تنها لذت سفر شما را چند برابر میکند، بلکه هر سنگفرش خیابانهای پاریس، هر کلیسای گوتیک و هر کاخ باشکوه برایتان روایتی تازه خواهد داشت.

ریشه نام فرانسه و کهنترین ساکنان آن
نام فرانسه از واژه "فرانک" (Franc) گرفته شده است؛ نام قبیلهای ژرمنی که در قرن پنجم میلادی پس از سقوط امپراتوری روم غربی، بر این سرزمین چیره شدند. "فرانک" به معنای "شجاع" یا "آزاد" است و بعدها این سرزمین "فرانسیا" (Francia) و سپس "فرانسه" نامیده شد.
پیش از ورود فرانکها، منطقه فرانسه امروزی گال (Gaul) نام داشت و قبایل سلتیک در آن سکونت داشتند. در سال ۵۲ پیش از میلاد، ژولیوس سزار، امپراتور روم، گال را فتح کرد و این سرزمین برای بیش از ۵۰۰ سال بخشی از امپراتوری روم بود. آثار بهجایمانده از آن دوران، مانند آرنای نیم، تئاتر باستانی آرل و حمامهای رومی، هنوز هم گردشگران بسیاری را به خود جذب میکند.
عصر فرانکها و سلسله مروونژیان (۴۸۶–۷۵۱ میلادی)
در سال ۴۸۶ میلادی، کلوویس یکم (Clovis I)، پادشاه فرانکها، آخرین حاکم رومی گال را در نبرد سوآسون شکست داد و سلسله مروونژیان را بنیان نهاد. کلوویس نخستین پادشاه فرانک بود که به مسیحیت کاتولیک گروید و این اقدام، زمینهساز پیوند عمیق میان کلیسا و دولت در فرانسه شد. او پاریس را به عنوان پایتخت برگزید.
سلسله مروونژیان نزدیک به ۳۰۰ سال بر فرانسه حکومت کرد، اما در اواخر این دوره، قدرت واقعی در دستان مردم سالاران (شهرداران کاخ) بود که زمینه را برای روی کار آمدن سلسله کارولنژیان فراهم کردند.
شارلمانی و امپراتوری کارولنژی (۷۵۱–۸۴۳ میلادی)
در سال ۷۵۱، پپن کهتر با حمایت پاپ، آخرین پادشاه مروونژی را برکنار کرد و سلسله کارولنژیان را تأسیس نمود. اما بزرگترین چهره این سلسله، شارلمانی (شارل بزرگ) بود که در سال ۷۶۸ به تخت نشست.
شارلمانی با فتوحات گسترده، امپراتوریای عظیم ساخت که شامل فرانسه، آلمان، ایتالیا و بخشهایی از اسپانیا میشد. در سال ۸۰۰ میلادی، پاپ لئو سوم او را به عنوان "امپراتور روم" تاجگذاری کرد. این رویداد، سرآغاز امپراتوری مقدس روم بود. شارلمانی به گسترش آموزش، هنر و معماری پرداخت و دورهای به نام "رنسانس کارولنژی" را رقم زد.
پس از مرگ شارلمانی، امپراتوری او در سال ۸۴۳ با پیمان وردون میان سه نوهاش تقسیم شد و سرزمین فرانسه امروزی به شارل تاس رسید.
قرون وسطی؛ سلسله کاپه و جنگ صدساله (۹۸۷–۱۴۵۳)
در سال ۹۸۷، هوگو کاپه به عنوان پادشاه فرانسه انتخاب شد و سلسله کاپه را بنیان نهاد که بیش از ۳۰۰ سال بر فرانسه حکومت کرد. این دوره، دوران فئودالیسم در فرانسه بود و قدرت پادشاهان در ابتدا بسیار محدود و بیشتر اسمی بود.
از مهمترین رویدادهای قرون وسطی فرانسه، جنگ صدساله (۱۳۳۷–۱۴۵۳) میان فرانسه و انگلستان بود که بر سر جانشینی تخت پادشاهی فرانسه رخ داد. این جنگ با قهرمانیهای ژان دارک (Jeanne d'Arc)، دختر دهقانی که ادعای دریافت پیام از سوی خداوند داشت، به نفع فرانسه پایان یافت. ژان دارک بعدها به عنوان قهرمان ملی فرانسه و یک قدیس مسیحی شناخته شد.
رنسانس و شکوفایی فرهنگی (قرن ۱۵ تا ۱۷)
دوره رنسانس در فرانسه با حکومت فرانسوای یکم (François I) در سال ۱۵۱۵ آغاز شد. او به هنر و ادبیات علاقهمند بود و هنرمندان بزرگی را به فرانسه دعوت کرد که از میان آنان میتوان به لئوناردو داوینچی اشاره کرد. کاخهای باشکوه شامبور و فونتنبلو از یادگارهای این دوره هستند.
در این دوران، زبان فرانسه جایگزین زبان لاتین شد و ادبیات فرانسه به شکوفایی رسید. همچنین جنگهای مذهبی میان کاتولیکها و پروتستانها (هوگنوتها) در سالهای ۱۵۶۲ تا ۱۵۹۸ فرانسه را به خون کشید که با صدور فرمان نانت در سال ۱۵۹۸ توسط هانری چهارم پایان یافت و به هوگنوتها آزادی مذهب اعطا شد.
عصر طلایی؛ لویی چهاردهم و کاخ ورسای
لویی چهاردهم که به "پادشاه خورشید" معروف است، از سال ۱۶۴۳ تا ۱۷۱۵ بر فرانسه حکومت کرد. او طولانیترین دوره حکومت در تاریخ اروپا را دارد. لویی چهاردهم قدرت پادشاهان فرانسه را به اوج رساند و کاخ ورسای را به عنوان نماد قدرت مطلق خود ساخت.
در این دوره، فرانسه به عنوان قدرت اول اروپا شناخته میشد و زبان فرانسه به زبان دیپلماسی و فرهنگ در سراسر قاره تبدیل گردید. اما هزینههای هنگفت جنگها و ساخت کاخ ورسای، پایههای اقتصادی فرانسه را متزلزل کرد و زمینهساز انقلابی بزرگ شد.
انقلاب کبیر فرانسه (۱۷۸۹–۱۷۹۹)
انقلاب کبیر فرانسه یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ جهان است که در سال ۱۷۸۹ آغاز شد. مردم فرانسه به رهبری بورژوازی، علیه نظام فئودالی و سلطنت مطلقه لویی شانزدهم قیام کردند و شعار "آزادی، برابری، برادری" را سر دادند.
در ۱۴ ژوئیه ۱۷۸۹، مردم پاریس با حمله به زندان باستیل، نماد استبداد سلطنتی، انقلاب را رسماً آغاز کردند. در سال ۱۷۹۲، سلطنت ملغی شد و جمهوری اول فرانسه اعلام گردید. لویی شانزدهم در سال ۱۷۹۳ با گیوتین اعدام شد. این دوره با "حکومت ترور" به رهبری روبسپیر همراه بود که طی آن هزاران نفر اعدام شدند.
انقلاب فرانسه نه تنها نظام سیاسی این کشور را دگرگون کرد، بلکه الهامبخش جنبشهای آزادیخواهانه در سراسر جهان شد و اعلامیه حقوق بشر و شهروند از مهمترین دستاوردهای آن است.
ناپلئون بناپارت و امپراتوری اول (۱۷۹۹–۱۸۱۵)
در سال ۱۷۹۹، ناپلئون بناپارت، ژنرال جوان و جاهطلب فرانسوی، با یک کودتا قدرت را به دست گرفت و در سال ۱۸۰۴ خود را امپراتور فرانسه نامید. او با لشکرکشیهای نظامی گسترده، بخش بزرگی از اروپا را به زیر سلطه خود درآورد و امپراتوری اول فرانسه را بنیان نهاد.
ناپلئون اصلاحات زیادی در فرانسه انجام داد که مهمترین آن "قانون مدنی ناپلئون" یا "کد ناپلئون" است که هنوز هم پایههای نظام حقوقی بسیاری از کشورهای جهان را تشکیل میدهد. اما شکست او در لشکرکشی به روسیه (۱۸۱۲) و سپس شکست نهایی در نبرد واترلو (۱۸۱۵)، به سلطنت او پایان داد و ناپلئون به جزیره سنت هلنا تبعید شد.
قرن نوزدهم؛ ترمیم، انقلاب و امپراتوری دوم
پس از ناپلئون، سلسله بوربون مجدداً به قدرت بازگشت، اما در سال ۱۸۳۰ انقلاب دیگری رخ داد و لویی فیلیپ به عنوان "پادشاه شهروندان" بر تخت نشست. او نیز در سال ۱۸۴۸ توسط انقلاب دیگری سرنگون شد و جمهوری دوم اعلام گردید.
در سال ۱۸۵۱، لویی ناپلئون (برادرزاده ناپلئون بناپارت) با کودتا قدرت را به دست گرفت و در سال ۱۸۵۲ خود را به عنوان امپراتور ناپلئون سوم و امپراتوری دوم را تأسیس کرد. او تا سال ۱۸۷۰ حکومت کرد و در دوران او، پاریس با طراحی بارون هاسمان، به شهری مدرن با بلوارهای عریض و معماری زیبا تبدیل شد.
جنگ جهانی اول و دوم (۱۹۱۴–۱۹۴۵)
جنگ جهانی اول (۱۹۱۴–۱۹۱۸) خسارات سنگینی به فرانسه وارد کرد. این کشور یکی از اعضای اصلی متحدین بود و با وجود پیروزی در جنگ، بیش از ۱.۴ میلیون کشته و مناطق وسیعی از شمال و شرق کشور ویران شد. پیمان ورسای که پس از جنگ امضا شد، تحقیر آلمان را در پی داشت و زمینهساز جنگ جهانی دوم شد.
در سال ۱۹۴۰، ارتش آلمان نازی به فرانسه حمله کرد و این کشور به سرعت سقوط کرد. شمال فرانسه تحت اشغال مستقیم آلمان و جنوب آن توسط دولت دستنشانده ویشی اداره میشد. اما شارل دوگل از لندن، جنبش "فرانسه آزاد" را رهبری کرد و در نهایت در سال ۱۹۴۴، متفقین با حمله به نرماندی، فرانسه را آزاد کردند.
جمهوری پنجم و فرانسه امروز (۱۹۵۸ تاکنون)
پس از جنگ، فرانسه دورهای از بازسازی و نوسازی را آغاز کرد. در سال ۱۹۵۸، با فروپاشی جمهوری چهارم، شارل دوگل به قدرت بازگشت و جمهوری پنجم را بنیان نهاد که نظام سیاسی آن تا امروز پابرجاست.
فرانسه امروز یکی از اعضای بنیانگذار اتحادیه اروپا، دارای عضویت دائمی در شورای امنیت سازمان ملل و یکی از قدرتهای هستهای جهان است. پاریس همچنان یکی از مهمترین مراکز فرهنگی، مد، هنر و گردشگری جهان محسوب میشود و سالانه میلیونها گردشگر از سراسر دنیا برای بازدید از برج ایفل، موزه لوور، کاخ ورسای و کلیسای نوتردام به این کشور سفر میکنند.
نکات ضروری برای سفر تاریخی به فرانسه
- بهترین زمان سفر: بهار (آوریل تا ژوئن) و پاییز (سپتامبر تا نوامبر) با هوای معتدل و دلپذیر
- واحد پول: یورو (EUR)
- زبان: فرانسوی (رسمی)، انگلیسی در مناطق گردشگری رایج است
- ویزا: برای ایرانیان نیاز به ویزای شنگن دارد
- حملونقل: مترو، اتوبوس، تراموا در شهرهای بزرگ؛ TGV قطار سریعالسیر بینشهری
- آثار تاریخی برتر: موزه لوور، برج ایفل، کاخ ورسای، کلیسای نوتردام، مونسنمیشل، کاخ پاپ در آوینیون
سخن پایانی
تاریخ فرانسه روایتی است از شکوه و سقوط، انقلاب و بازسازی، جنگ و صلح، هنر و فلسفه. از گالهای سلتیک تا امپراتوری روم، از شارلمانی تا ناپلئون، از انقلاب کبیر تا جمهوری پنجم، هر دوره از تاریخ این سرزمین، فصل تازهای از تمدن بشری را رقم زده است.
اگر به دنبال تور فرانسه هستید، پیشنهاد میکنیم برنامه سفر خود را طوری تنظیم کنید که علاوه بر پاریس، از شهرهای تاریخی مانند ورسای، لیون (با آثار باستانی رومی)، بوردو و استراسبورگ نیز بازدید کنید. هر گوشه از فرانسه، داستانی از گذشته دارد که منتظر شماست تا آن را کشف کنید.